گزارشهاى علمى - پژوهشى


 گزارشهاى علمى - پژوهشى

 

  زندگى غربى و سرطان سینه

 8/3 درصد از زنان انگلیسى به بیمارى سرطان سینه مبتلا مى‏شوند در حالى که آمار مربوط به زنان کشورهاى شرقى مانند چین و ژاپن یک چهارم این مقدار و در سطح 2 درصد است.

 در بعضى از کشورهاى غربى آمار مبتلایان به این بیمارى از این میزان نیز فراتر رفته است. در منطقه خلیج سانفرانسیسکو در آمریکا بالغ بر 14 درصد از زنان به این بیمارى دچار مى‏شوند.

 تحقیقات دانشمندان و آمار به دست آمده در طى سالهاى گذشته، نشان مى‏دهد، شیوه زندگى در کشورهاى غربى عامل عمده‏اى در افزایش احتمال ابتلاى به این بیمارى در زنان است. از مطالعات انجام شده بر روى زنان ژاپنى که به کشورهاى غربى مانند آمریکا مهاجرت کرده‏اند، چنین برمى‏آید که درصد ابتلا به بیمارى سرطان سینه در نسلهاى بعدى از 2 درصد به 8 درصد افزایش یافته است، حتى اگر با همسران ژاپنى الاصل ازدواج کرده باشند.

 روزنامه تایمز چاپ لندن با انتشار نتایج تحقیقات متخصصین در این زمینه عامل اصلى در اختلاف قابل توجه میان درصد ابتلا به بیمارى سرطان سینه در غرب و دیگر کشورها را مربوط به سبک زندگى و رژیمهاى غذایى دانسته است.

 در مقاله‏اى که به قلم دکتر “تریشاگرینهال” نوشته شده است، یازده عامل در زندگى غربى به عنوان تفاوتهاى عمده و اساسى در فراهم آوردن زمینه ابتلا به سرطان سینه ذکر شده است که عمده آنها از این قرارند: نوشیدن الکل، دوران قاعدگى و باردارى زودرس، میزان چربى غذا، خوددارى مادران از دادن شیر به نوزاد، یائسگى دیررس، بچه‏دار نشدن و زنانى که بچه‏اى به دنیا نیاورده‏اند.

 

 

 مصرف استروژن در جلوگیرى از  پوکى استخوان

 بر اساس تحقیقات جدید، زنان مى‏توانند با مصرف استروژن در طول پنج سال اول یائسگى خطر بروز شکستگى استخوان رابه‏میزان‏قابل توجهى کاهش دهند.

 به گزارش خبرگزارى فرانسه از فیلادلفیا تحقیقات دیگر نشان داده است که مصرف استروژن مى‏تواند از بروز استئوپروسیس - کاهش تراکم استخوان که منجر به شکستگى استخوان لگن خاصره و مچ دست مى‏شود - جلوگیرى کند.

 اما تحقیق منتشر شده در نشریه “آنالیز اینترنال مدیسین” تأثیر سودمند آن را به تمام شکستگیهاى غیر نخاعى تعمیم داده است.

 “جین کالى” که سرپرستى این تحقیق را بر عهده داشته است مى‏گوید: نتایج تحقیقات ما نشان مى‏دهد استروژن باید در ابتداى دوران یائسگى مصرف شده و براى مدت زمان نامحدودى ادامه یابد.

 زنانى که مصرف این هورمون را در مراحل اولیه منوپاز شروع و ادامه دادند خطر بروز شکستگى در ناحیه مچها و لگن خاصره آنها به میزان 71 درصد و شکستگى غیر نخاعى آنها به میزان 50 درصد کاهش یافت.

 افراد نابینا و نور خورشید

 راز این معما که چگونه برخى از افراد کاملاًنابینا اگرچه نمى‏توانند نور را از تاریکى تمیز دهند هر شب در زمان مشخصى به خواب مى‏روند کشف شد.

 بى‏خوابى یکى از مشکلات افراد نابیناست و ساعت بدن آنها با ساعت دیوارى هماهنگ نیست به این دلیل آنهاشب‏هادررختخواب‏غلت‏مى‏زنندوروزهاچرت‏مى‏زنند.

 علت بروز مشکلات در خواب نابینایان واضح است زیرا مغز باید در معرض نور خورشید قرار گیرد تا ساعت درونى آن با برنامه دقیق 24 ساعت شبانه روز کار کند در غیر این صورت هر روز نیم ساعت عقب مى‏ماند.

 اقلیت خوش شانسى از نابینایان در زمان مناسب براحتى مى‏خوابند و دانشمندان دریافته‏اند که این دسته از نابینایان علیرغم اینکه چشمانشان فاقد بینایى است مغزشان مى‏تواند نور خورشید را مشاهده کند.

 این کشف نشانه‏هاى مهمى از چگونگى حفظ زمان در مغز افراد اعم از بینا و نابینا را در اختیار دانشمندان قرار مى‏دهد و همچنین عمل جراحى رایج برداشتن چشم افراد نابینا براى حفظ زیبایى را زیر سؤال مى‏برد.

 این تحقیق که توسط دکتر “چارلز آ.سیسلر” و دانشمندان دیگر از بیمارستان بریگهام و زنان در بوستون صورت گرفته است در نشریه پزشکى نیواینگلند به چاپ رسیده است.

 

 یکى از عوامل جنون آنى

 گروهى از روان پزشکان موفق به شناسایى یکى از عوامل بروز بیمارى “شیزوفرنى” یا جنون آنى شده‏اند. این شناسایى به‏یافتن‏داروهاى مؤثرتربراى‏درمان‏این‏بیمارى‏کمک خواهد کرد.

 به گفته روان پزشکان مغز افراد مبتلا به شیزوفرنى به طور طبیعى رشد نکرده است در نتیجه این رشد غیر طبیعى سلولهاى عصبى (نرونها) مغز به طور طبیعى با یکدیگر ارتباط ندارند.

 روان پزشکان اضافه مى‏کنند، مغز افراد مبتلا به این نارسایى مانند کامپیوترى است که نقیصه‏اى کوچک در آن دیده مى‏شود. چنین کامپیوترى در بیشتر مواقع به طور طبیعى کار مى‏کند ولى کارکردن زیاد این کامپیوتر باعث مى‏شود به طور ناگهانى سیستم به هم بخورد و دستگاه از کار بیفتد.

 مشابه این پدیده در مغز افراد مبتلا به “شیزوفرنى” یا جنون آنى اتفاق مى‏افتد. در حالى که مغز آنها در بیشتر مواقع به طور طبیعى فعالیت مى‏کند ضربه‏هاى عصبى غیر مترقبه مى‏تواند به صورت ناگهانى علایم بیمارى را ظاهر کند.

 بارزترین مشخصه این نوع بیمارى شنیدن صداهاى خیالى توسط فرد بیمار است.

 تحقیقات اخیر دانشمندان همچنین به شناسایى داروهاى جدید ضد جنون که اثرات جانبى کمترى دارد نیز کمک کرده است. محققان امیدوارند به دلیل اثرات جانبى کمتر، تعداد بیشترى از بیماران روانى از این داروها استفاده کنند.