اصول اعتقادی اسلام


معاد

اصول اعتقادی اسلام

حساب روز قیامت

آیت الله حسین نوری

از آیات قرآن مجید و احادیث اهلبیت علیهم السلام در رابطه با حساب روز قیامت این مطلب بدست می آید که مردم بطور کلی بر چهار دسته تقسیم میشوند:

الف- گروهی که در اوج فضیلت و شایستگی قرار دارند و بدون حساب داخل بهشت می- گردند اینان کسانی هستند که با تکیه بر دلائل روشن و براهین محکم اسلامی به واقعیات پی برده و حقایق دین را در اعماق روح و جان خود جا داده اند: بوجود خداوند عالم و قادر حکیم که جامع جمیع صفات کمال و منزه از تمام نقایص است معتقد شده و بحقانیت پیغمبرانی که خداوند برای راهنمائی انسانها در طول قرون و اعصار با کتابهای آسمانی فرستاده و در پایان آنها حضرت محمدبن عبدالله پیغمبر بزرگ اسلام را مبعوث فرموده است ایمان دارند و به موضوع امامت و اینکه خداوند برای پاسداری از قوانین الهی و اجراء کامل آنها جانشینانی برای پیامبران نصب کرده و هم اکنون این منصب الهی بر دوش امام عصر حضرت مهدی ارواحنافداه گذارده شده و حضرتش عهده دار این منصب الهی است و در موقع فراهم گردیدن زمینه برای برقراری عدل و داد در سطح گیتی، ظهور خواهد کرد معتقد میباشند و همچنین به موضوع «معاد» و اینکه خداوند همه ی انسانها را مجددا زنده خواهد کرد و در صحنه ی محشر بمنظور رسیدگی به اعمال آنها و دادن پاداش و کیفر حاضر خواهد ساخت ایمان دارند و از لحاظ اخلاق نیز در راه تهذیب نفس گامهائی برداشته و بمنزلگاه تزکیه ی روح و تکمیل معارف و تقویت عقل و شایستگی کامل دست یافته اند و از دیدگاه اعمال نیز لحظه ای در انجام وظائف اسلامی کوتاهی نکرده آنچه را که خداوند فرض و واجب گردانیده است در انجام آن فعال و آنچه را که حرام کرده است در ترک آن کوشا بوده اند. بعلاوه بوسیله انجام اعمالی از قبیل دعا و مناجات با خداوند و تهجد و   شب زنده داری و انفاق و احسان و کمک نسبت بمستضعفین و محرومین جوامع بشری و خدمت باجتماع و سعی و کوشش در راه تعلیم و تربیت مردم و ارشاد و هدایت آنها به     قله ی رفیع انسانیت نائل شده و به مقام قرب ذات مقدس حق تعالی رسیده اند. چنین افرادی که در زمره ی متقیان کامل قرار گرفته اند در روز قیامت بدون حساب بجوار قرب خداوند راه مییابند و بهشت جاوید از آنان با آغوش باز استقبال می کند: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ»[1] افراد باتقوا در باغها و کنار نهرهای بهشتی منزل میگیرند و در منزلگاه صدق و حقیقت در جوار قرب سلطان قدرتمند قرار میگیرند. در احادیثی که از اهلبیت عصمت علیهم السلام صادر گردیده است نیز باین مطلب تصریح شده است که برخی از مردم بدون حساب به بهشت راه مییابند که در اینجا بذکر برخی از آنها مبادرت میشود:

1- حضرت صادق علیه السلام بوسیله ی پدران بزرگوار خود از حضرت پیغمبر (ص) نقل کردند که آنحضرت فرمودند: از امت من هفتاد هزار نفر (کلمه ی 70 هزار نفر در اینجا بمعنای تعداد بسیار زیاد است) بدون حساب داخل بهشت میگردند حضرت امیرمومنان (ع) پرسید یا رسول الله اینها کیانند؟ حضرتش در پاسخ فرمود: «هم شیعتک وانت امامهم»[2]یعنی اینها شیعیان و پیروان واقعی حضرت علی (ع) هستند و حضرت علی (ع) امام و پیشوای آنها است.

باین معنا کسانی که در موضوع امامت، به آنچه که حضرت رسول اکرم (ص) در «غدیرخم» از جانب خداوند در رابطه با نصب حضرت امیرمومنان علیه السلام بخلافت اعلان کرد معتقد گردیدند و از ثقلین یعنی قرآن مجید و عترت حضرت پیغمبر (ص) که این دو امانت بزرگ الهی که طبق احادیث فراوانی که از طریق تشیع و تسنن از حضرت رسول اکرم (ص) رسیده است مورد سفارش آنحضرت میباشند هرگز جدا نشدند و در زندگی خود گام بگام از این دو راهنمای بزرگ پیروی کردند و لحظه ای از راهنمائیهای این دو راهنمای الهی تخلف نکردند این چنین اشخاص در روز قیامت بدون حساب داخل بهشت میشوند.

2- در تفسیر محدث و مفسر بزرگ علی بن ابراهیم از حضرت امیرمومنان (ع) نقل شده است که حضرتش فرمودند: در روز قیامت من و شیعیان من برفراز منبرهائی از نور قرار میگیریم و فرشتگان الهی که از جلو ما عبور میکنند و مقام و منزلت ما را می بینند بر ما سلام می کنند و میپرسند اینها کیستند که امروز دارای چنین موقعیتی میباشند؟ در پاسخ آنها گفته می شود این شخص حضرت علی بن ابی طالب (ع) و اینها شیعیان او هستند. در این هنگام از جانب خداوند منادی ای ندا میکند یا علی تو و شیعیانت به بهشت وارد شوید که برای تو و آنها حسابی نیست در این هنگام آنان داخل بهشت میگردند و از میوه های بهشتی تناول می کنند و از لباسهای فاخر بهشتی در بر مینمایند و میگویند: «وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ»[3] حمد و ستایش خداوندیرا که حزن و اندوه را بکلی از ما رفع کرد و خداوند بسیار بخشنده و پاداش دهنده است.

3- حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «ثلثة یدخلهم الله الجنة بغیر حساب امام عادل وتاجر صدوق وشیخ افنی عمره فی طاعة الله»[4] یعنی سه طایفه را خداوند بدون حساب داخل بهشت میکند: اول رهبر عادل: این موضوع روشن است که موضوع رهبری یکی از احتیاجات مهم بشری است، انسانها در راستای زندگی پرفراز و نشیب خود بیش از هر چیز به وجود رهبری که خط مشی زندگی آنها را از لحاظ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی اخلاقی و اقتصادی معین کند احتیاج دارند و در صورتی که آن رهبر از عهده ی انجام این وظیفه ی خطیر براساس عدالت و تکامل لازم انسانی برآید و کاروان بشری را بر این اساس بسرمنزل تکامل و سعادت برساند در پیشگاه خداوند از مقام والائی برخوردار است و بدون حساب اهل بهشت است.

دوم تاجری که اساس کار خود را بر محور صداقت و پاکی و درستی با جامعه قرار بدهد و در فراز و نشیب زندگی هرگز به دروغ و خیانت و احتکار و بی انصافی و تخلف از موازین اسلامی آلوده نشده باشد.

سوم پیرمردی که از آغاز جوانی همواره در راستای اطاعت و بندگی خدا گام برداشته و هیچگاه در پیچ و خمهای زندگی خود از مسیر تقوا و پاکی خارج نشده باشد.

و بالاخره این قبیل افراد را در روز قیامت حسابی نیست و بدون حساب مشمول عنایات الهی میشوند و در جوار قرب خداوند جای میگیرند و اگر حسابی هم بود اینها از حساب ترسی نخواهند داشت زیرا «آنرا که حساب پاکست از محاسبه اش چه باکست».

ب- گروه دوم کسانی هستند که در دنیا «راه کفر» پیش گرفتند و از راه حقیقت دور افتادند دین اسلام را با داشتن این همه دلائل روشن نپذیرفتند و به معارف روشن دین گرایش قلبی پیدا نکردند و احیانا با حق و حقیقت به ستیز و مبارزه برخاستند یا از جاده ی اسلام و انسانیت منحرف شده راه نفاق را در پیش گرفتند و به منافقین پیوستند اینها از آنجا که در پرونده ی اعمالشان هیچ نقطه روشنی نه از جهت عقیده و ایمان و نه از لحاظ اخلاق و عمل وجود ندارد و دیوان اعمالشان سراسر سیاه و تاریکی است و پنجه ی آنها تا مرفق بخون مظلومان آلوده و پشتشان از بار گناه خم با چهره ی سیاه به صحرای محشر گام نهاده اند مورد حساب رسی قرار نمیگیرند.

حضرت سجاد علیه السلام در این رابطه فرمودند: «واعلموا عباد الله ان اهل الشرک لا تنصب لهم الموازین ولاتنشرلهم الدواوین وانما یحشرون الی جهنم زمرا»[5] ای بندگان خدا! بدانید که در روز قیامت برای مشرکین میزانهائی نصب نمی شود و نامه ی اعمال آنها گشوده نمیشود و آنها گروه گروه بطرف جهنم برده می شوند.

باین نکته نیز باید توجه داشت که براساس احادیث اهلبیت عصمت سلام الله علیهم در میان مسلمانان نیز بعضی از افراد از آنجا که اعمالشان بسیار زشت و گناهشان خیلی سنگین است، مانند کفار مورد حسابرسی قرار نمیگیرند و بدون حساب به جهنم برده میشوند.

ما برای نمونه با ذکر این حدیث این مقاله را بپایان میرسانیم و بقیه ی بحث را با توفیق خداوند برای شماره بعد می گذاریم: رئیس المحدثین شیخ صدوق رضوان الله علیه در کتاب خصال خود از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: «ثلثة یدخلهم الله النار بغیر حساب امام جائر و تاجر کذوب و شیخ زان»[6] سه طایفه را خداوند بدون حساب داخل جهنم میسازد:

اول- رهبر ستمکار

میدانیم بهمان اندازه که «رهبرعادل» در سوق دادن جامعه بطرف پاکی و تکامل انسانی از لحاظ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی نقش دارد و بشر را به قله ی عظمت و سعادت میرساند، رهبر فاسد و ستمکار نیز در سوق دادن اجتماع به پرتگاه ضلالت و انحطاط و سقوط و ایفا کردن نقش فرعون ها و نمرودها تاثیر دارد و لذا در احادیث دینی آمده است: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم» یعنی مردم به فرمانروایانشان از جهت اخلاق و اعمال بیش از پدرانشان شباهت دارند و براین اساس است -همانطور که گفته شد- رهبر عادل بدون حساب داخل بهشت و رهبر ستمکار و فاسد بدون حساب داخل جهنم می گردد.

دوم- تاجر دروغگو

باید توجه داشت که تجارت وسیله ای است که بواسطه ی آن کالاهای زندگی پس از تولید در مسیر توزیع قرار میگیرد و بدست نیازمندان مصرف کننده میرسد و کسانی که در این راه با صداقت و عدل و انصاف گام برمیدارند و هرگز بفکر دروغ و خیانت و احتکار و گرانفروشی نمیافتند از فضیلت و کمال انسانی بهره ی وافری دارند ولی بازرگانانی که از این پست حساس سوء استفاده می کنند و بوسیله ی احتکار و بی انصافی و تخلف از موازین اسلامی در مسیر انحراف گام برمیدارند در روز قیامت بدون حساب وارد جهنم می شوند.

سوم- کسی که در دوران پیری در راه بی عفتی گام بردارد. این چنین افراد بجای اینکه باین موضوع توجه کنند که دوره ی پیری دوران تنبه و توبه و بیداری است و پیدایش یک موی سفید در چهره و رو بانحطاط رفتن نیروها و پدیدآمدن چین و چروک در سیما هریک بانگ بیدار باشد و زنگ خطر است اگر در راه بی عفتی و آلودگی گام بگذارند و در سراشیب سقوط حرکت کنند سرانجام جز جهنم ماوائی نخواهند داشت. وبئس المصیر.

ادامه دارد

 



[1]- سوره ی قمر- آیه 54.

[2]- کفایة الموحدین- ج 3 ص 294.

[3]- سوره ی فاطر- آیه 34.

[4]- خصال صدوق- ص 80.

[5]- کفایة الموحدین- ج 3 ص 302.

[6]- خصال صدوق- ص 80.